
اگر در روستای شما آب آشامیدنی سالم وجود نداشته باشد، آیا این فقط یک مشکل عادی است؟ اگر کودکی به خاطر نداشتن شناسنامه نتواند بهراحتی از خدمات مختلف استفاده کند، آیا این فقط سرنوشت اوست؟ اگر مدرسهای وجود نداشته باشد یا خدمات درمانی کافی در دسترس نباشد، آیا مردم فقط باید تحمل کنند؟
بسیاری از ما سالها با مشکلاتی زندگی کردهایم که آنقدر تکرار شدهاند که گاهی فکر میکنیم طبیعی هستند.
اما سؤال مهم این است:
آیا هر چیزی که سالها تکرار شده، لزوماً عادی و قابل قبول است؟
پاسخ این سؤال ما را به موضوع «حق» میرساند.
حق یعنی چیزی که انسان شایسته برخورداری از آن است و قانون نیز آن را به رسمیت میشناسد.
حق، لطف کسی به ما نیست؛ وقتی کودکی حق دارد درس بخواند، این لطف کسی نیست؛ وقتی بیماری حق دارد به خدمات درمانی دسترسی داشته باشد، این لطف کسی نیست؛ وقتی یک انسان حق دارد هویت قانونی داشته باشد و برای او شناسنامه صادر شود، این لطف کسی نیست؛ وقتی مردم حق دارند از امنیت برخوردار باشند، این لطف کسی نیست.
اینها حقوق هستند؛ حقوقی که باید رعایت شوند.
حالا سؤال دیگری مطرح میشود:
این حقوق برای چه کسانی است؟
اینجاست که به مفهوم «شهروند» میرسیم.
شهروند کسی است که عضو یک جامعه سیاسی و یک کشور است و میان او و حکومت رابطه حقوقی وجود دارد.
شهروند فقط کسی نیست که در یک سرزمین زندگی میکند. شهروند کسی است که هم دارای حقوق است و هم دارای مسئولیت.
یعنی همانطور که قانون از او انتظار دارد وظایفی را انجام دهد، او نیز میتواند از حکومت انتظار داشته باشد که حقوقش را رعایت کند.
وقتی ما از حقوق شهروندی صحبت میکنیم، در واقع درباره همین رابطه صحبت میکنیم.
حقوق شهروندی مجموعه حقوقی است که افراد بهعنوان اعضای یک جامعه و شهروندان یک کشور از آن برخوردار هستند و دولت موظف است از این حقوق حمایت کند.
به زبان سادهتر:
حقوق شهروندی یعنی اینکه حکومت در برابر مردم چه وظایفی دارد و مردم چه حقوقی دارند.
حقوق شهروندی بر این اصل استوار است که همه شهروندان، بدون توجه به قومیت، زبان، مذهب، محل زندگی، ثروت یا موقعیت اجتماعی، باید از حقوق برابر برخوردار باشند.
در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز اصل ۱۹ تصریح میکند که مردم ایران از هر قوم و قبیلهای که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ، نژاد، زبان و مانند اینها سبب امتیاز نخواهد بود.
اصل ۲۰ نیز میگوید همه افراد ملت ایران در حمایت قانون قرار دارند و از حقوق انسانی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی برخوردارند.
اما این حقوق دقیقاً چه چیزهایی هستند؟
هر انسان حق دارد هویت قانونی داشته باشد.
شناسنامه فقط یک دفترچه یا کارت نیست. شناسنامه دروازه ورود به بسیاری از حقوق دیگر است.
بدون هویت قانونی، دسترسی به بسیاری از خدمات دشوار میشود. به همین دلیل ثبت هویت افراد و صدور مدارک هویتی یکی از مهمترین وظایف دولتهاست.
اصل ۳۰ قانون اساسی دولت را موظف کرده است وسایل آموزش و پرورش رایگان را برای همه مردم تا پایان دوره متوسطه فراهم کند.
هیچ کودکی نباید به دلیل فقر، محل زندگی یا شرایط خانوادگی از آموزش محروم شود.
وقتی مردم بیمار میشوند باید بتوانند به خدمات درمانی مناسب دسترسی داشته باشند.
وجود مراکز درمانی، پزشک، دارو و امکانات بهداشتی بخشی از مسئولیتهای دولت در قبال شهروندان است.
اصل ۲۹ قانون اساسی تأمین اجتماعی را حق همگانی میداند.
در بیماری، بیکاری، ازکارافتادگی، سالمندی و حوادث نباید افراد بدون حمایت رها شوند.
مردم حق دارند جان، مال و کرامتشان در امنیت باشد.
امنیت فقط نبود جرم نیست. امنیت یعنی اینکه مردم بتوانند بدون ترس زندگی کنند، کار کنند و آینده خود را بسازند.
اگر دو نفر در برابر قانون قرار میگیرند، نباید قومیت، زبان، مذهب یا جایگاه اجتماعی باعث برخورد متفاوت شود.
قانون باید برای همه یکسان اجرا شود.
اصل ۳۴ قانون اساسی میگوید دادخواهی حق مسلم هر فرد است.
یعنی اگر حقی از کسی ضایع شد، باید بتواند به مراجع قانونی مراجعه کند و پیگیری کند.
اما حالا به مهمترین سؤال میرسیم.
اگر این حقوق رعایت نشد چه باید کرد؟ آیا شهروند فقط باید سکوت کند؟
خیر.
اینجاست که مفهوم «مطالبهگری» مطرح میشود.
مطالبهگری یعنی درخواست اجرای قانون و حقوق از راههای قانونی و مدنی.
مطالبهگری یعنی شهروند بداند چه حقی دارد و از مسئولان بخواهد آن حق را اجرا کنند.
مطالبهگری یعنی پرسیدن سؤال:
چرا این مدرسه ساخته نشده است؟ چرا این روستا آب سالم ندارد؟ چرا این مشکل سالها حل نشده است؟ چرا این خدمت عمومی در دسترس مردم نیست؟
یک شهروند آگاه قانون را میشناسد، مشکل را مستند میکند، درخواست کتبی ارائه میدهد، از رسانهها و نهادهای مدنی استفاده میکند، از مسئولان توضیح میخواهد و پیگیری را ادامه میدهد.
اما همانطور که شهروندان حق دارند، وظایفی نیز دارند.
احترام به قانون، احترام به حقوق دیگران، کمک به حفظ نظم عمومی، مشارکت در امور اجتماعی، دفاع از حقیقت و عدالت و مهمتر از همه، بیتفاوت نبودن نسبت به سرنوشت جامعه از مسئولیتهای شهروندان است.
در پایان باید به یک نکته مهم توجه کنیم.
جامعهای که مردم در آن حقوق خود را نشناسند، بهراحتی از حقوقشان محروم میشوند.
اما جامعهای که مردم در آن آگاه باشند، سؤال بپرسند، قانون را بشناسند و حقوق خود را مطالبه کنند، شانس بیشتری برای پیشرفت، عدالت و توسعه خواهد داشت.
شناخت حق، آغاز مطالبهگری است.
و مطالبهگری آگاهانه، آغاز تغییر.