بلوچستان؛ سرزمین منابع و ثروت، مردمی گرفتار فقر، بیکاری و سوخت‌بری؛ گزارش ایلنا از فقر ۷۴ درصدی در برخی شهرستان‌هابلوچستان؛ سرزمین منابع و ثروت، مردمی گرفتار فقر، بیکاری و سوخت‌بری؛ گزارش ایلنا از فقر ۷۴ درصدی در برخی شهرستان‌ها
1405/07/25
اخبار

بلوچستان؛ سرزمین منابع و ثروت، مردمی گرفتار فقر، بیکاری و سوخت‌بری؛ گزارش ایلنا از فقر ۷۴ درصدی در برخی شهرستان‌ها

خبرگزاری ایلنا در گزارشی به تاریخ ۲۵ مهر ۱۴۰۵ اعلام کرده که ۵۴ درصد جمعیت سیستان‌وبلوچستان و تا ۷۴ درصد جمعیت مناطقی مانند راسک، سرباز و قصرقند زیر خط فقر قرار دارند؛ هرچند روش محاسبه این آمار مشخص نشده است. شیوار نیوز در این گزارش، با بررسی بحران فقر و بیکاری، پیامدهای سوخت‌بری برای خانواده‌ها و کودکان بلوچ و سهم مردم محلی از منابع معدنی و اقتصادی، به تداوم محرومیت در منطقه‌ای با ظرفیت‌های گسترده اقتصادی می‌پردازد.

بلوچستان؛ سرزمین منابع و ثروت، مردمی گرفتار فقر، بیکاری و سوخت‌بری
شیوار نیوز – شنبه ۲۵ مهرماه ۱۴۰۵
بلوچستان، با وجود برخورداری از موقعیت راهبردی مرزی، دسترسی به آب‌های آزاد، ظرفیت‌های معدنی، بندر چابهار و فرصت‌های بالقوه تجارت و ترانزیت، همچنان با مشکلات عمیق اقتصادی و اجتماعی روبه‌روست. فقر گسترده، بیکاری، نبود فرصت‌های شغلی پایدار و دسترسی نابرابر به امکانات اقتصادی، زندگی بخش بزرگی از مردم این منطقه را تحت تأثیر قرار داده است.
در چنین شرایطی، سوخت‌بری برای شماری از خانواده‌ها نه یک انتخاب شغلی آزادانه، بلکه راهی برای تأمین ابتدایی‌ترین نیازهای زندگی است؛ فعالیتی پرخطر که در کنار احتمال تصادفات جاده‌ای، آتش‌سوزی و توقیف خودروها، با خطر تیراندازی نیروهای نظامی و انتظامی نیز همراه است.
گزارش تازه خبرگزاری ایلنا درباره وضعیت اشتغال در سیستان‌وبلوچستان، بار دیگر ابعاد این بحران را مطرح کرده است. اما واقعیت فقر در بلوچستان تنها در آمار بیکاری یا تعداد سوخت‌بران خلاصه نمی‌شود؛ این بحران با مسائل گسترده‌تری از جمله محرومیت آموزشی، کمبود زیرساخت‌ها، خشکسالی، نابرابری در بهره‌مندی از منابع اقتصادی و نبود حمایت‌های اجتماعی مؤثر ارتباط دارد.
خبرگزاری ایلنا در گزارشی به تاریخ ۲۵ مهرماه ۱۴۰۵، سهم جمعیت زیر خط فقر در سیستان‌وبلوچستان را ۵۴ درصد و در مناطقی مانند راسک، سرباز و قصرقند تا ۷۴ درصد عنوان کرده است. این گزارش همچنین رقم ۲۲ درصد را برای جمعیت زیر خط فقر در سطح کشور مطرح کرده، اما روش محاسبه و منبع اولیه این ارقام را مشخص نکرده است.
حسینعلی اکبری، دبیر اجرایی خانه کارگر سیستان‌وبلوچستان، نیز در گفت‌وگو با ایلنا اعلام کرده که اگر افراد مشغول به فعالیت‌های غیررسمی مانند سوخت‌بری را در شمار بیکاران در نظر بگیریم، به برآورد او حدود ۵۰ درصد جامعه استان بیکار هستند.
این رقم، همان‌طور که خود اکبری تأکید کرده، برآورد شخصی اوست وقطا نرخ واقعی رقمی بسیار بالاتر از این می باشد. با این حال، اظهارات او پرسشی مهم درباره فاصله آمارهای اشتغال با واقعیت معیشتی خانوارها مطرح می‌کند: آیا داشتن یک منبع درآمد موقت، پرخطر و فاقد بیمه و امنیت شغلی، به معنای برخورداری از اشتغال مناسب است؟

در بخش‌هایی از بلوچستان، محدودیت فرصت‌های اقتصادی باعث شده است شماری از شهروندان، از جمله جوانان، برای تأمین معاش به حمل و فروش سوخت روی بیاورند.
این فعالیت علاوه بر مخاطرات طبیعی و جاده‌ای، با خطر برخوردهای مرگبار نیروهای نظامی و انتظامی همراه است. گزارش‌های سازمان‌های حقوق بشری طی سال‌های گذشته موارد متعددی از کشته و مجروح شدن سوخت‌بران بلوچ بر اثر تیراندازی نیروهای امنیتی را ثبت کرده‌اند.
در چنین شرایطی، مسئله سوخت‌بری را نمی‌توان صرفاً از زاویه مقابله با قاچاق بررسی کرد. باید پرسید چه فرصت‌های شغلی جایگزینی برای کسانی فراهم شده که معیشت خود و خانواده‌شان به این فعالیت وابسته است؟
.

یکی دیگر از نکات مهم گزارش ایلنا، اشاره به حضور کودکان در فعالیت خطرناک سوخت‌بری است؛ موضوعی که سال‌هاست فعالان و سازمان‌های حقوق بشری بلوچ  درباره آن هشدار داده‌اند، اما تاکنون توجه مؤثر و جدی به آن نشده است. اکنون این واقعیت بار دیگر، این‌بار از زبان دبیر اجرایی خانه کارگر سیستان‌وبلوچستان، مطرح می‌شود.
سوخت‌بری برای بسیاری از مردم بلوچستان نه یک شغل به معنای واقعی، بلکه اجبار ناشی از فقر، بیکاری و نبود راه‌های جایگزین برای تأمین معاش است. در چنین شرایطی، حتی کودکان نیز از پیامدهای این محرومیت در امان نمانده‌اند و برخی از آنان برای کمک به تأمین ابتدایی‌ترین نیازهای خانواده، وارد فعالیتی می‌شوند که هر لحظه ممکن است جانشان را به خطر بیندازد.
در سال‌های گذشته، گزارش‌های متعددی از جان‌باختن کودکان بلوچ در حوادث مرتبط با سوخت‌بری، از جمله زنده سوختن آنان در آتش‌سوزی خودروهای حامل سوخت، منتشر شده است. کودکانی تنها ۱۱ و ۱۳ ساله که به دلیل فقر و شرایط دشوار اقتصادی خانواده‌هایشان، ناچار بودند به‌عنوان شاگرد سوخت‌بر فعالیت کنند؛ کودکانی که به‌جای نشستن پشت نیمکت‌های مدرسه، برای تأمین معاش خانواده راهی جاده‌های پرخطر شدند و جانشان را در آتش سوخت‌بری از دست دادند. کودکانی که نه فرصت کودکی کردن داشتند و نه امکان برخورداری از ابتدایی‌ترین حقوق خود؛ کودکانی که به‌جای آینده‌ای امن، قربانی فقر، محرومیت و نبود فرصت‌های معیشتی شدند.
مسئله حضور کودکان در سوخت‌بری، تنها مسئله کار کودک نیست؛ بلکه نشانه‌ای از عمق فقر و محرومیتی است که کودکان را از حق آموزش، امنیت و برخورداری از دوران کودکی محروم می‌کند. پرسش اینجاست که چرا با وجود هشدارهای مکرر فعالان حقوق بشر، تاکنون اقدامات مؤثری برای حمایت از این کودکان و خانواده‌هایشان و ایجاد فرصت‌های معیشتی امن صورت نگرفته است؟
بلوچستان از ظرفیت‌های معدنی و تجاری قابل‌توجهی برخوردار است، اما برخورداری یک منطقه از منابع طبیعی الزاماً به معنای بهره‌مندی ساکنان آن از فرصت‌های اقتصادی نیست.
در گزارش ایلنا، به مطالبات مردم محلی درباره نحوه استخدام و مشارکت اقتصادی در معدن طلای تفتان اشاره شده است.
به گفته دبیر اجرایی خانه کارگر استان، ساکنان اطراف معادن انتظار دارند علاوه بر تحمل پیامدهای زیست‌محیطی فعالیت‌های معدنی، از فرصت‌های استخدام، آموزش فنی، بیمه و قراردادهای خدماتی نیز برخوردار شوند.
این مطالبات پرسش مهم‌تری را مطرح می‌کند: سهم واقعی جوامع محلی از درآمد و فرصت‌های اقتصادی پروژه‌هایی که در محل زندگی آنان اجرا می‌شوند چقدر است؟
فقر گسترده در منطقه‌ای با ظرفیت‌های اقتصادی قابل‌توجه، پرسش‌هایی جدی درباره سیاست‌های توسعه، توزیع منابع، سرمایه‌گذاری عمومی و مسئولیت نهادهای حکومتی مطرح می‌کند.
مسئله تنها نبود شغل نیست؛ کیفیت فرصت‌های شغلی، دسترسی برابر به آموزش و مهارت‌آموزی، برخورداری از بیمه، امنیت شغلی و امکان مشارکت مردم محلی در تصمیم‌گیری‌های اقتصادی نیز اهمیت دارد.
همچنین نمی‌توان پیامدهای سیاست‌های امنیتی بر فعالیت‌های اقتصادی مرزی را نادیده گرفت. هنگامی که بخشی از مردم برای تأمین معاش به سوخت‌بری وابسته می‌شوند، پاسخ صرفاً امنیتی به این وضعیت، بدون ایجاد فرصت‌های شغلی جایگزین، قادر به برطرف کردن ریشه‌های اقتصادی مسئله نخواهد بود.
بحران فقر و بیکاری در بلوچستان را نمی‌توان تنها با ارائه آمار، پرداخت یارانه یا برخورد با فعالیت‌های غیررسمی توضیح داد. آنچه نیازمند بررسی و پاسخ‌گویی است، چرایی استمرار محرومیت اقتصادی در منطقه‌ای است که از ظرفیت‌های معدنی، بندری، تجاری و انسانی قابل‌توجهی برخوردار است.
پرسش اساسی این است که چرا بخشی از مردم بلوچستان، در کنار منابع و پروژه‌های اقتصادی بزرگ، همچنان برای تأمین ابتدایی‌ترین نیازهای زندگی با دشواری روبه‌رو هستند و چرا برای بسیاری از آنان فرصت‌های شغلی ایمن، پایدار و همراه با کرامت انسانی فراهم نشده است؟
تا زمانی که این پرسش‌ها با سیاست‌های مؤثر، شفافیت و مشارکت واقعی مردم محلی پاسخ داده نشوند، خطر بازتولید فقر، گسترش مشاغل پرخطر و محرومیت نسل‌های آینده همچنان پابرجا خواهد ماند.

اشتراک‌گذاری مقاله

بازگشت به لیست تمام اخبار