

شیوار نیوز – در استانی که سالهاست با فقر گسترده، بیکاری، محرومیت و تبعیض ساختاری دستوپنجه نرم میکند، آمارهای اعلامشده از سوی کمیته امداد بار دیگر تصویری نگرانکننده از وضعیت کودکان بلوچستان را آشکار کرده است؛ کودکانی که در کشوری برخوردار از منابع عظیم نفت، گاز و ثروتهای ملی، برای تأمین ابتداییترین نیازهای زندگی خود همچنان به کمک خیرین وابستهاند.
مدیرکل کمیته امداد در بلوچستان اعلام کرده است که در حال حاضر حدود ۳۳ هزار حامی، حمایت معنوی و مالی از کودکان تحت پوشش این نهاد را بر عهده دارند، اما بیش از هزار و ۲۰۰ کودک یتیم و ۳۹۸ فرزند محسنین همچنان بدون حامی ماندهاند.
این آمار به معنای آن است که دستکم هزار و ۵۹۸ کودک نیازمند حمایت، حتی از داشتن یک حامی در طرحهای حمایتی کمیته امداد محروم هستند. اما پرسش مهمتر این است که چرا در کشوری با چنین حجم عظیمی از منابع و درآمدهای ملی، تأمین نیازهای اولیه کودکان باید به مشارکت داوطلبانه خیرین وابسته باشد؟
چرا دولت بهجای ارائه برنامهای مشخص برای تأمین معیشت، آموزش، سلامت و امنیت اجتماعی این کودکان، همچنان از مردم و خیرین درخواست کمک میکند؟ آیا تأمین حداقل شرایط زندگی برای کودکان محروم، وظیفه حکومت نیست؟
فقر کودکان در بلوچستان یک حادثه اتفاقی نیست؛ نتیجه سالها سیاستگذاری ناکارآمد، محرومیت ساختاری و ناتوانی حکومت در تأمین عدالت اجتماعی است.
در بلوچستان، بسیاری از خانوادهها خود با مشکلات شدید اقتصادی مواجهاند. بیکاری گسترده، نبود فرصتهای شغلی پایدار، ضعف زیرساختهای آموزشی و درمانی و افزایش هزینههای زندگی، توان خانوادهها برای حمایت از کودکان را بهشدت کاهش داده است. در چنین شرایطی، کودکان یتیم و فرزندان خانوادههایی که سرپرستانشان توان تأمین معاش ندارند، بیش از دیگران در معرض محرومیت، ترک تحصیل، کار کودک و آسیبهای اجتماعی قرار میگیرند.
از سوی دیگر، باید پرسید این کودکان اکنون در چه شرایطی زندگی میکنند؟ چه نهادی بر وضعیت تغذیه، سلامت، تحصیل و امنیت آنان نظارت دارد؟ آیا حمایتهای دولتی برای تأمین نیازهای ضروری آنان کافی است؟ کودکانی که حتی حامی مالی ندارند، چگونه هزینههای زندگی و تحصیل خود را تأمین میکنند؟
نکته نگرانکننده دیگر آن است که آمارهای کمیته امداد تنها وضعیت افراد شناساییشده و ثبتشده در طرحهای حمایتی این نهاد را منعکس میکند.
بنابراین، این ارقام لزوماً تصویر کاملی از شمار کودکان یتیم، نیازمند یا فاقد حمایت کافی در سراسر بلوچستان ارائه نمیدهد. شمار واقعی کودکان نیازمند حمایت میتواند فراتر از آمارهای رسمی باشد و ضرورت انتشار اطلاعات جامع و شفاف را دوچندان میکند.
مسئله فقط هزار و ۵۹۸ کودک بدون حامی نیست؛ مسئله ساختاری است که در آن سرنوشت کودکان محروم به کمکهای داوطلبانه گره خورده است.
کمک خیرین اقدامی ارزشمند و انسانی است، اما هیچ خیریهای نباید جایگزین مسئولیت قانونی و اجتماعی دولت شود. حمایت از کودکان، صدقه و لطف حکومت نیست؛ حقی اساسی است که باید بدون تبعیض و وابستگی به توان مالی خیرین تأمین شود.
در استانی که بخش بزرگی از جمعیت آن با محرومیتهای چندلایه مواجه است، انتشار چنین آماری باید زنگ خطری جدی برای مسئولان باشد، نه صرفاً فرصتی برای دعوت دوباره از مردم به کمک مالی.
پرسش اینجاست: ثروتهای ملی این کشور کجا هزینه میشود که هنوز هزاران کودک در بلوچستان برای برخورداری از حداقلهای زندگی چشمانتظار حمایت خیرین هستند؟
حکومتی که منابع و امکانات کشور را در اختیار دارد، باید پاسخ دهد چرا پس از دههها، همچنان نتوانسته شرایطی فراهم کند که هیچ کودکی به دلیل فقر، یتیمی یا ناتوانی اقتصادی خانوادهاش از حقوق اولیه خود محروم نماند.